![]() |
![]() |
|
|
برای دیدن این مطلب جالب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 11:6 توسط یاشار |
|
|
سپهبد سورنا (رستم سورن پهلو) (۵۲-۸۲ پیش از میلاد) یکی از سرداران دلیر سپاه ایران در زمان اشکانیان است.
زندگی بر پایه گفتهٔ پلوتارک [۱] «سورنا در دلیری و توانایی پیشروترین پارتی/ایرانی دوران خود بود.» سورنا سردار دلیر پارتی معاصر اشک سیزدهم، ارد اول (قر. اول ق م.) وی از نظر نژاد و ثروت و شهرت پس از شاه رتبهٔ اول را داشت و بسبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری پادشاه حق داشت که کمربند شاهی را بکمر بندد. سورنا ارد را به تخت نشانید و شهر سلوکیه را متصرف شد و اول کسی بود که بر دیوار شهر مذکور بر آمد و با دست خود اشخاصی را که مقاومت میکردند بزیر افکند. وی در این هنگام بیش از ۳۰ سال نداشت، مع هذا بحزم و احتیاط و خردمندی شهره بود و بر اثر این صفات کراسوس سردار رومی را مغلوب کرد، چه نخست جسارت و تکبر کراسوس و یأسی که بر اثر بدبختیها سورنا را دست داده بود، به آسانی ویرا در دامهایی افکند که سورنا برایش گسترده بود. با وجود این ارد بجای اینکه سورنا را پاداش نیک دهد، بر او رشک برد و نابودش کرد.[۲] سورن یكی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ ، در زمان اشکانیان است كه سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی كرد و رومیها را كه تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شكستی سخت و تاریخی روبرو ساخت. او جوانی بود آریایی، خردمند، نیکوچهره، تنومند، دلیر، بلندبالا، با موی بلند و ظریف که پیشانیبندی به سبک ایرانیان باستان بر سر می بست . وی از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی (در زمان اشکانیان و ساسانیان) بود. سورن در زبان فارسی پهلوی به معنی نیرومند میباشد. (نمونه دیگر این واِِژه در کلمه اردیسور آناهیتا یعنی ناهید بالنده و نیرومند بکار رفته است.) از دیگر نام آوران این خاندان ویندهفرن (گندفر) است که در سده نخست میلادی استاندار سیستان بود؛ قلمرو او از هند و پنجاب تا سیستان و بلوچستان امتداد داشت. برخی پژوهشگران او را با رستم دستان قهرمان حماسی ایران یکی میدانند. ذکر نام رستم در منظومه پهلوی اشکانی درخت آسوریک ارتباط او را با اشکانیان نشان میدهد. ژولیوس سزار (Julius)، پومیه (Pompee) و كراسوس (crassus) سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند كه سرزمینهای پهناوری را كه به تصرف دولت روم در آمده بود، به طور مشترک اداره می كردند. آنها در سوم اكتبر سال 56 پیش از میلاد در نشست لوكا (Luca) تصمیم حمله به ایران را گرفتند. كراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان ، یعنی شام (سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران، دستیابی به گنجینه های ارزشمند ایران و سپس گرفتن هند را در سر می پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. وی فاتح جنگ بردگان و درهم کوبنده اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود. كراسوس (رییس دوره ای شورا) با سپاهی مركب از42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم كه خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و ارد (اشك13) پادشاه اشكانی ،سورن سردار نامی ایران را مامور جنگ با كراسوس و دفع یورش رومی ها كرد. نبرد میان دو كشور در سال 53 پیش از میلاد در جلگه های میانرودان (بین النهرین) و در نزدیكی شهر حران یا كاره (carrhae) روی داد. در جنگ حران، سورن با یك نقشه نظامی ماهرانه و بهیاری سواران پارتی كه تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یك سوم سپاه روم را نابود و اسیر كند. كراسوس و پسرش فابیوس Fabius (پوبلیوس) دراین جنگ كشته شدند و تنها شمار اندكی از رومی ها موفق به فرار گردیدند. روش نوین جنگی سورن، شیوه جنگ و گریز بود. این سردار ایرانی را پدیدآورنده جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان میدانند. ارتش او دربرگیرنده زره پوشان اسب سوار، تیراندازان ورزیده، نیزه داران ماهر، شمشیرزنان تکاور و پیاده نظام همراه با شترهایی با بار مهمات بود. افسران رومی درباره شكستشان از ایران به سنای روم چنین گزارش دادند: سورن فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاكتیك و سلاحهای تازه بهره گرفت. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشك كوچكی از آب حمل میكرد و مانند ما دچار تشنگی نمیشد. به پیادگان با مشكهایی كه بر شترها بار بود ، آب و مهمات می رساندند. سربازان ایرانی به نوبت با روش ویِِژه ای از میدان بیرون رفته وبه استراحت می پرداختند. سواران ایران توانایی تیر اندازی از پشت سر را دارند. ایرانیان كمانهایی تازه اختراع كرده اند كه با آنها توانستند پای پیادگان ما را كه با سپرهای بزرگ در برابر آنها و برای محافظت از سوارانمان دیوار دفاعی درست كرده بودیم به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبین های دوكی شكل بودند كه با دستگاه نوینی تا فاصله دور و به صورت پی درپی پرتاب می شد. شمشیرهای آنان شكننده نبود. هر واحد تنها از یك نوع سلاح استفاده می كرد و مانند ما خود را سنگین نمی كرد. سربازان ایرانی تسلیم نمیشدند و تا آخرین نفس باید می جنگیدند. این بود كه ما شكست خورده، هفت لژیون را به طور كامل از دست داده و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد. جنگ حران كه نخستین جنگ بین ایران و روم به شمار می رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومی ها پس از پیروزی های پی درپی برای اولین بار در جنگ شكست بزرگی خوردند و این شكست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افكند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه كرد و نام دولت پارت و شاهنشاهی اشکانی را جاودانه ساخت. همانگونه كه دولت بزرگ هخامنشی در مرزهای خود در باختر برای نخستین بار با گسترش و کشورگشایی یونان برخورد کرد و پیشرفت یونان را در شرق و آسیا متوقف گردانید، دولت جهانگیر روم نیز در پیشرفت مرزهای خود در خاور، با سد قدرتمند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی سورن بر كراسوس و شكست روم از ایران، دولت مرکزی روم دچار اختلاف شدید شد. پس از این جنگ نزدیك به یك قرن، رود فرات مرز شناخته شده بین دو كشور گردید و مناطق ارمنستان، ترکیه، سوریه، عراق تبدیل به استانهایی از ایران گردیدند. رومیها برای جلوگیری از شكست های آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند ، به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند. بد نیست یادآوری شود که سورن پس از شاه مقام اول کشور را داشت؛ وی ارد را به تخت سلطلنت نشانید و به سبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری شاهنشاه ایران کمربند شاهی را به کمر پادشاه بست. او به هنگام گرفتن شهر سلوکیه نخستین کسی بود که برفراز دیوار دژ شهر برآمد و با دست خود دشمنانی را که مقاومت میکردند به زیر افکند. سورن در این هنگام بیش از 30 سال نداشت. اما شوربختانه سورن هیچ بهره ای از پیروزی بزرگ خود نبرد. ارد شاهنشاه اشکانی ناجوانمردانه بجای قدردانی، سپهسالار دلاور ایرانی را به شهادت رساند؛ پس از این رویداد ناگوار ارتش ایران دچار ضعف گردید و دیگر نتوانست در خاورمیانه و شام پیشروی نماید و در برابر روم تنها به مقاومت و دفاع پرداخت. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 16:36 توسط یاشار |
|
|
گزارش خواندني از خطر ناك ترين شهر جهان
مكزيك را شايد بتوان خطرناك ترين كشور دنيا دانست . اگر فيلم هاي وسترن دهه 1960 و 1970 آمريكا صورتي عيني و واقعي بخشيده شود،به يقين شهرهاي شمالي مكزيك و مناطق هم مرز با ايالات متحده يكي از اين مناطق است. تنها دو شهر از 4 شهر خطرناك دنيا در مكزيك و در منطقه نزديك مرز اين كشور با آمريكا قرار دارد . خطرناك ترين شهر دنيا " سيوداد خوارز " شهر شمالي مكزيك است . اين شهر بيش از 1 ميليون و چهارصد هزار نفر جمعيت دارد و مركز مافياي مواد مخدر و درگيري هاي خونين پليس و نيروهاي امنيتي با باندهاي تبهكار قاچاق مواد مخدر است . شايعات زيادي در اين شهر درباره ارتباط پشت پرده كشورها و مقامات خارجي در آمريكاي شمالي و آمريكاي جنوبي با باندهاي تبهكار و مافياي قاچاق مواد مخدر وجود دارد . در شهر سيوداد خوارز تقريبا تنها نمي توان بيرون رفت به ويژه آنكه اگر از غروب آفتاب گذشته باشد . تقريبا درگيري هاي همه روزه ميان پليس با گروه هاي تبهكار و نيز ميان گروه هاي مافيايي رقيب امري متداول است كه اگر از بد حادثه و به طور اتفاقي كسي در كانون اين درگيري قرار گيرد كشته شدن او تقريبا امري عادي و قطعي است . آمار كشته شدگان اين شهر حتي از عراقي كه همه روزه با انفجارهاي تروريستي روبروست بيشتر است . بنابه اعلام يك سازمان غير دولتي مكزيكي به نام "شوراي مدني دفاع از امنيت عمومي" در سال 2008 در اين شهر به ازاي هر صد هزار نفر جمعيت آن صد و سي مورد قتل گزارش شده است. بر اساس گزارش اين نهاد غير دولتي مكزيك اين آمار بيشترين آمار قتل و جنايت در بين شهرهاي دنيا است . پس از اين شهر شهر كاراكاس ونزوئلا و نيواورلئان آمريكا قرار دارند كه با 96 و 95 مورد قتل در ازاي هر صد هزار نفر جمعيت در مكان هاي دوم و سوم قرار دارند . اين امار در حالي است كه شهر بغداد كه در سال هاي اخير به دليل انفجارهاي تروريستي يكي از ناامن ترين شهرهاي دنيا است ، در سال 2008 با 40 مورد كشته در هر صد هزار نفر جزء دهمين كشور خطرناك دنيا قرار گرفته است . درگيريهاي شبانه در شهرسيوداد خوارز ( كه مركز عمده قاچاق كوكايين به آمريكا است ) امري متداول و عادي است و مردم اين شهر اگر روزانه و شبانه در شهر گردش كنند تقريبا ممكن نيست كه لااقل به يك مورد قتل يا درگيري مسلحانه برخورد نكنند. باج گيري مسلحانه و پاتوق محله اي باند هاي تبهكار و حملات محله اي باندها به يكديگر امري عادي و متداول است و مردم هر محله اي كه خلاف كاران و قاچاقچيان آنجا را پاتوق خود كرده اند به هنگام اين درگيريها سريعا در خانه خود پناه مي گيرند تا از گزند گلوله هاي شليك شده در امان بمانند. البته برخي از مردم كه دستشان تاحدودي به دهانشان مي رسد با جوش دادن درهاي فولادي و حتي با تعبيه صفحات آهني پشت شيشه و پنجره خانه شان ، محيط زندگي خود را از گزند شليك بي امان گلوله هاي باند هاي تبهكار حفاظت مي كنند. فروشگاه هاي اين شهر با تاريكي هوا تعطيل مي شوند و اگر فروشگاهي جرات باز بودن داشته باشد براي اطمينان از عدم دستبرد سارقان مسلح بايد مامور استخدام شده داشته باشد و يا اينكه صاحب فروشگاه و كارگرانش خود مسلح باشند . البته فروشگاه هاي عمده شهر براي اينكه خيال خود را از امنيت شان راحت كنند با يكي از باند ها و شبكه هاي خلافكار و با جگير محله توافق مي كنند و با پرداخت ماهانه مبلغي قابل توجه مسئوليت حفاظت از فروشگاه خود را به آن باند مي سپارند . در اين صورت در صورت حمله فرد يا باند ديگر به اين فروشگاه ، فرد يا گروه باج گير خود را موظف مي داند تا سارق يا باند سارقين را ( كه احتمالا از باندهاي تبهكار رقيب در محلات ديگر است ) به سزاي عمل خود برسانند. در اين مواقع يك حمله مشابه برق آسا به فروشگاهي كه تحت باجگيري باند مقابل است به عنوان يك پاسخ متقابل مورد توجه قرار مي گيرد و يا اگر اينكه در دوربين فروشگاه مورد حمله واقع شده چهره فرد يا گروه سارق شناسايي شده باشد سعي مي شود انتقام به صورت قتل فرد مهاجم برنامه ريزي شود. پليس عموما سعي مي كند خود را از تسويه حسابهاي گروهي باند هاي تبهكار دور نگهدارد و وارد بازي خطرناك و رقابت هاي مهلك گروه هاي تبهكار نشود . برخي مقامات پليس حتي تلويحا از درگيري باندهاي تبهكار و كشتار متقابل انها به دست همديگر راضي و خشنودند چرا كه در اين صورت گروه هاي تبهكار بادست خود يكديگر را به قتل رسانده و از جمعيت هم كاسته اند. البته برخي مقامات پليس هم خود از اعضاي اين باندهاي تبهكار هستند . اين افراد در واقع نفوذي هاي باندهاي تبهكار به درون سازمان پليس هستند . اين افراد عموما وضع مالي خوبي دارند و با توجه به اينكه در هر دو طرف حامياني قوي دارند از مصونيت آهنيني برخوردارند و درواقع بخشي از قاچاق عمده مواد مخدر با همكاري و مساعدت اين پليس ها به انجام مي رسد . . مهم ترين دليل ناامني و خطرناكي شهر " سيوداد خوارز " ، نزديكي اين شهر به مرز مشترك مكزيك و آمريكا و جايي است كه در قلب مركز درگيري هاي شبكه بزرگ قاچاق مواد مخدر به سوي بازار امريكا به عنوان نخستين مشتري كوكائين در جهان است. كه سالانه ميلياردها دلار سود نصيب باندهاي مافيايي مواد مخدر مي كند كه در اغلب موارد شركت ها و كمپاني هاي تسليحاتي و دارويي عمده كشورهاي غربي ، سياستمداران و نظاميان فاسد در ديگر كشورهاي جهان بخش هاي عمده اين سود را به جيب مي زنند. از ابتداي سال 2008 تا كنون ( اوت 2009 ) و در عرض مدت كمتر از 20 ماه ، 10 هزار نفر در مكزيك بر اثر درگيري ها ي ناشي از مواد مخدر جان باخته اند كه اين شهر در مركز و كانون اصلي اين درگيري ها بوده است . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 1:24 توسط یاشار |
|
|
ترم اول(ترم جو گیریدگی):
الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه..راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان! ترم 2(ترم عاشق شدگی): آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم...امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم... ترم 3(ترم افسردگی): الو مامان سلام.مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان من این زندگی رو نمی خوام..... ترم 4(ترم زرنگ شدگی): الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم....... الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم.. پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو.... ترم5 (ترم مشروطه گی): الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره بم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....قول میدم جبران کنم.... ترم 6(ترم ولخرجیدگی) : الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!! ترم7 (ترم پاتوقیده گی): سلام داش مصی! حاجی دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون پنیر شیرازیای ردیف بیار که مهمون دارم. 3 صوت هم آیس بیار می خوایم فضا پیمایی کنیم.نوکرتم.آقایی ترم8 (ترم فارغ التحصیلگی): الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 13:28 توسط یاشار |
|
![]() پس از شكست نيروهاي صدام در عمليات بيتالمقدس، جايگاه سياسي دشمن در جهان متزلزل شد. عمليات رمضان در حال شكلگيري و انجام بود كه موضوع برگزاري كنفرانس سران غيرمتعهدها در بغداد مطرح شد تا صدام حسين رئيس اين اجلاس باشد. جمهوري اسلامي ايران سياست بياثر كردن اين اجلاس را در دستور كار خود قرار داد و در اولين گام، اجلاس غيرمتعهدها را تحريم كرد. بغداد از مدتها قبل به كمك آمريكا به دژ نفوذ ناپذيرى تبديل شده و تبليغات بسيار وسيعى در اين رابطه به راه افتاد و عنوان شد «هيچكس توانايي ناامن كردن پايتخت عراق را ندارد.» در اين زمان بود كه ايجاد ناامنى در بغداد در دستور كار نظامى - سياسى جمهورى اسلامى قرار گرفت تا ضمن هدف قرار دادن تأسيسات پالايشگاهى "الدوره " در جنوب شرقى اين شهر، از برگزارى نشست سران غيرمتعهدها در بغداد نيز جلوگيرى شود. * براي ناامن ساختن بغداد، عباس دوران انتخاب شد انجام اين ماموريت به نيروي هوايي ارتش واگذار شد و سرهنگ خلبان عباس دوران براى جلوگيرى از تشكيل كنفرانس سران غيرمتعهدها در بغداد، در تاريخ بيستم تيرماه سال 1361 مأموريت يافت تا پايتخت عراق را ناامن كند. با توجه به اهميت فوقالعاده موضوع، شش تن از برجستهترين خلبانان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران و سه فروند هواپيماي فانتوم براي انجام اين مأموريت در نظر گرفته شدند تا ناتواني رژيم بعث در تأمين امنيت آسمان بغداد به جهانيان نشان داده شود. خلبانان انتخاب ميشوند. تصميم بر اين بود تا سه فروند فانتوم كاملا مسلح به پرواز درآيند، هر سه تا مرز پرواز كرده و تنها دو فروند از مرز گذشته و به هدف حملهور شوند. فانتوم سوم در همان جا منتظر ميماند تا در صورت نياز به آنها بپيوندد. مأموريت خلبانان، انجام عمليات روى بغداد و بمباران پالايشگاه، نيروگاه اتمى، پايگاه الرشيد يا ساختمان اجلاس در اين شهر بود. * نود درصد احتمال برگشت نيست ساعت5:30 صبح سيام تيرماه 61 مأموريت آغاز شد و فانتوم شماره يك، رهبري گروه پرواز را بر عهده داشت. حركت گروه پرواز از شرق بغداد به جنوب شرق آن شهر و سپس "پالايشگاه الدوره " پيشبيني شده بود. خلبانان ميبايست پس از عبور از مرز و ناامن كردن آسمان بغداد، به انجام ماموريت خود بپردازند و اين در حالي بود كه پيشرفتهترين تجهيزات پدافند هوايي از آسمان اين شهر حفاظت ميكرد. عباس دوران در نامههاى مربوط به اين ماموريت، مقابل اسم پدافندهاى مختلفى كه عراق از كشورهاى اروپايى خريده بود، نوشته است: «نود درصد احتمال برگشت نيست.» سه فروند جنگنده فانتوم تا مرز پرواز ميكنند، يكي از آنها جدا شده و دو فروند ديگر به فرماندهي سرهنگ خلبان عباس دوران، وارد خاك عراق ميشوند. جنگندهها تا 15 كيلومتري بغداد بدون هيچ مشكلي پيش ميروند تا اينكه در اين نقطه، با ديوار آتش و پدافند دشمن روبهرو شده و در همين فاصله چند گلوله به يكي از هواپيماها برخورد ميكند. با اصابت اين گلولهها، موتور سمت راست هواپيماي دوران از كار ميافتد اما او باز هم تصميم به ادامه عمليات ميگيرد. بنابراين هواپيماها به سمت جنوب شرقى شهر بغداد كه پالايشگاه "الدوره " در آن جا بود، ادامه مسير داده و با اين كه پدافند دشمن بسيار قوى عمل ميكرد، تمام بمبها را روى اين پالايشگاه تخليه ميكنند. * عمليات شهادتطلبانه در بغداد جنگندهها پس از تخليه بمبها به مسيرى ادامه ميدهند كه در نهايت به سالن كنفرانس سران غيرمتعهدها ختم ميشد. پالايشگاه به شدت در آتش ميسوخت و دود ناشي از سوختن پالايشگاه، فضا را پوشانده بود و تا اين لحظه عمليات كاملا موفقيتآميز به پيش ميرفت. در اين زمان قسمت عقب هواپيماي دوران نيز مورد اصابت چندين گلوله ضدهوايي قرار گرفته و از بين ميرود. هواپيما آتش گرفته و عباس از خلبان عقب (سرتيپ آزاده منصور كاظميان) ميخواهد كه هواپيما را ترك كند و وقتي جوابي نميشنود، دكمه خروج اضطراري كابين عقب را زده و كاظميان به بيرون پرتاب ميشود. فرمانده گروه در اين لحظه طبق گفتههاي قبلي خود، تصميمي مبني بر ترك هواپيما ندارد. وى بارها گفته بود: «اگر هواپيما بال نداشته باشد خودم بال در آورده و بر سر دشمن فرود مىآيم و هرگز تن به اسارت نخواهم داد.» شعلههاي آتش هرلحظه شديدتر و ارتفاع هواپيما نيز هر لحظه كمتر ميشد تا اينكه هتل محل برگزاري اجلاس غيرمتعهدها پيش روي خلبان قرار گرفت. به سوي هتل حركت كرده و هواپيما را (درحالي كه هنوز هدايت آن را برعهده داشت)، به ساختمان آن ميكوبد. اين اقدام شهادتطلبانه عباس دوران در ناامن ساختن آسمان بغداد، موجب شد تا برگزاري اين اجلاس از بغداد به دهلي نو منتقل شود. بقاياي پيكر پاك امير الاستشهاديون، خلبان عباس دوران بعد از 20 سال در تاريخ 30 تيرماه 1381 به كشور بازگشت و در زادگاهش (شيراز) به خاك سپرده شد. *** عباس دوران در سال 1329 در شهر شيراز ديده به جهان گشود. دوران كودكي، نوجواني و جواني را در شيراز گذراند و پس از اخذ مدرك ديپلم در سال 1349 به خدمت سربازي رفت. پس از بازگشت، به دليل علاقه به يادگيري فن خلباني در سال 1351 وارد دانشكده خلبانى نيروى هوايى ارتش شد و پس از طى دوره مقدماتى پرواز در ايران، براى ادامه تحصيل و فراگيري دوره تكميلى خلباني به كشور آمريكا اعزام شده و در كمترين زمان با اخذ نشان و گواهينامه خلبانى به ايران بازگشت و با درجه ستواندومي در پايگاه هوايي همدان مشغول به خدمت شد. با شروع جنگ تحميلي، دوران در پست افسر خلبان شكارى و معاونت عمليات فرماندهى پايگاه سوم شكارى (شهيد نوژه) انجام وظيفه مىكرد و پس از مدتي، براي ادامه پروازهاي جنگي به پايگاه ششم شكاري بوشهر منتقل شد. * عمليات را تا نابودي كامل ترك نخواهم كرد هفتم آذرماه 59 عمليات مرواريد از سوي ارتش در حالي طراحي ميشود كه نيروي هوايي و نيروي دريايي در اين عمليات به صورت مشترك عمل كنند. بدين لحاظ بهترين خلبانان پايگاه انتخاب ميشوند كه در بين انتخاب شدگان نام خلباناني چون سرلشكر شهيد عباس دوران، سرلشكر شهيد حسين خلعتبري، سرلشكر شهيد سيدعليرضا ياسيني و سرگرد شهيد حسن طالبمهر به چشم ميخورد. در همان ساعات ابتدايي نبرد، در يك عمليات متهورانه، عباس دوران دو ناوچه نيروى دريايى عراق را در حوالى اسكله "الاميه " و "البكر " منهدم ميكند. تا پايان عمليات، دوران و همرزمانش مرتبا هواپيما عوض ميكردند. بطوريكه بعد از فرود، دوران از هواپيما پياده ميشد و به هواپيماي ديگري كه مسلح بود سوار شده و به نبرد ادامه ميداد. در اين زمان به او اطلاع داده ميشود كه بايد عمليات را نيمه تمام رها كند، كه عباس قبول نكرده و با رشادت تمام اين دو اسكله را نابود ساخت. * آمادهام با اسراييل وارد جنگ شوم به دليل رشادتهاي فراواني كه عباس دوران از خود نشان داده بود، علاوه بر يك درجه دورهاي، يك درجه تشويقي نيز به او داده و به درجه سرهنگ دومي مفتخر شد. در همين اوصاف فرماندهان تصميم ميگيرند كه با انتقال او و سپردن يكي از پستهاي حساس ستادي در تهران، از تجربياتش استفاده بيشتري كنند كه دوران نپذيرفته و ميگويد: «پرواز نكردن، براي من مثل مردن است.» هيچگاه در طول پرواز صحبت نميكرد و هميشه ميگفت: «اگر از مسير منحرف شده و يا حالت نامتعادلي داشتم، با من صحبت كنيد، خودتان هم مواظب اطراف باشيد.» همچنين بسياري از دوستانش از زبان او شنيده بودند كه اگر روزي هواپيماي من مورد هدف قرار گيرد، هرگز آن را ترك نميكنم و با آن به قلب دشمن حملهور ميشوم. بعدها او اين گفته خود را به اثبات رساند. در زمان حمله ارتش اسراييل به لبنان، عباس دوران اولين خلبانى بود كه آمادگى خود را جهت نبرد با صهيونيستها اعلام كرد. * 120 پرواز عملياتي در 22 ماه عباس دوران در طول 22 ماه حضور در جنگ، 120 پرواز عملياتي داشت. شايد هيچ خلباني پيدا نشود كه توانسته باشد از عهده اين كار برآيد و اين در آن زمان يك ركورد در نيروي هوايي محسوب ميشد. در بين نيرويهاي دشمن نيز دوران خيلي معروف بود و زهرچشمي از عراقيها گرفته بود كه عراقيها آرزو داشتند او را اسير كنند. * خياباني به نام «دوران» بهار سال 1360 بود كه مسئولين شهر شيراز تصميم ميگيرند به خاطر رشادتها و دلاوريهاي عباس دوران، يكي از خيابانهاي اين شهر را به نام او كنند؛ لذا از دوران دعوت ميشود تا در مراسم شركت كند و او نيز قبول كرده و به آن جا ميرود كه از دوران به شايستگي تقدير ميشود. از آنجايي كه او ضربات مهلكي به دشمن وارد كرده بود، هميشه عوامل نفوذي از جمله منافقين، قصد ترور وي را داشتند كه يكي از اين موارد هم در همين زمان بود كه اين ترور عقيم ماند. * براي همسرم... دلم نميخواهد از سختي ها با همسرم حرفي بزنم. دلم ميخواهد وقتي خانه ميروم جز شادي و خنده چيزي با خودم نبرم؛ نه كسل باشم، نه بيحوصله و خوابآلود، تا دل همسرم هم شاد شود. اما چه كنم؟ نسبت به همه چيز حساسيت پيدا كردهام. معدهام درد ميكند. دكتر ميگويد فقط ضعف اعصاب است. چطور ميتوانم عصباني نشوم؟ آن روز وقتي بلوار نزديك پايگاه هوايي شيراز را به نام من كردند، غرور و شادي را در چشمهاي همسرم ديدم. خانواده خودم هم خوشحال بودند. حواله زمين را كه دادند دستم، من فقط به خاطر دل همسرم گرفتم و به خاطر او و مردم كه اين همه محبت دارند و خوبند، پشت تريبون رفتم. ولي همين كه پايم به خانه رسيد، ديگر طاقت نياوردم. حواله زمين را پاره كردم، ريختم زمين. يعني فكر ميكنند ما پرواز ميكنيم و ميجنگيم تا شجاعتهاي ما را ببينند و به ما حواله خانه و زمين بدهند؟ بايد با زبان خوش قانعش كنم كه انتقال به تهران، يعني مرگ من. چون پشت ميزنشيني و دستور دادن براي من مثل مردن است. (دستنوشتهاي از عباس دوران، هشتم تير 1360) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 21:11 توسط یاشار |
|
|
ماجراي طنز روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد: منبع:http://jokestan.parsiblog.com |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 20:54 توسط یاشار |
|
|
روزی یک مرد ثروتمند، پسر کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی میکنند، چقدر فقیر هستند. آنها یک روز کامل را در خانهی محقر یک روستایی به سر بردند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: "نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟" پسر پاسخ داد: "عالی بود پدر!" پدر پرسید: "آیا به زندگی آنها توجه کردی؟" پسر پاسخ داد: "فکر میکنم!" پدر دوباره پرسید: "چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟" پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: "فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهارتا! ما در حیاطمان فانوسهای تزئینی داریم و آنها ستارگان را دارند! حیاط ما به دیوارهایش محدود میشود، اما باغ آنها بیانتهاست!"
در پایان حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. پسر اضافه کرد: "متشکرم پدر که به من نشان دادی که ما واقعاً چقدر فقیر هستیم!"
+ شیطان و مرد مؤمن
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند لباس پوشید و راهی مسجد شد اما در راه زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد و درهمان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی مسجد شد. مرد از او تشکر کرد و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه دادند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست کرد تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد !!! مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار کرد و مجدداً همان جواب را شنید ! مرد اول تعجب کرد که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند!!!
+ عشق بیپایانپیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 21:19 توسط یاشار |
|
|
دكتر پورعباس رييس سازمان سنجش آموزش کشور با اشاره به پذيرش داوطلبان آزمون کارشناسي ارشد به دو شيوه آموزشي و آموزشي پژوهشي در آزمون امسال به ايسنا گفت: كارنامه و نتايج اوليه داوطلبان آزمون کارشناسي ارشد سال 88 اواخر ارديبهشت يا اوايل خرداد ماه سال آينده از طريق سازمان سنجش اعلام ميشود.
دكتر پورعباس همچنين از انتشار كليد نهايي سوالات آزمون كارشناسي ارشد تا ارديبهشت ماه خبر داد و گفت: آزمون کارشناسي ارشد 88 با شركت 722 هزار و 726 داوطلب در روزهاي 23تا 26 بهمن ماه برگزار شد. تقويم زماني كنكور88؛ برگزاري كنكور در دهه اول تير امكان اصلاح اطلاعات ثبتنامي در هفته آخر فروردين دكتر توكلي معاون سازمان سنجش با بيان اينكه امكان اصلاح اطلاعات ثبتنامي داوطلبان كنكور 88 در هفته آخر فروردين فراهم شد، گفت: داوطلبان كنكوردر روزهاي اول و دوم تيرماه با مراجعه به سايت سازمان سنجش به نشاني www.sanjesh.org ميتوانند نسبت به دريافت پرينت كارت ورود به جلسه اقدام كنند. دكتر توكلي با اشاره به زمان دقيق برگزاري كنكور 88 اظهار كرد: آزمون سراسري سال 88 در صبح و بعدازظهر روزهاي پنج شنبه 4 و جمعه 5 و صبح شنبه 6 تيرماه در حوزههاي آزموني سراسر كشور برگزار خواهد شد. در اين رابطه دكتر پورعباس رييس سازمان سنجش آموزش كشور از شخصي سازي دفترچههاي سوال در كنكور 88، توزيع اينترنتي كارت ورود به جلسه كنكور، امکان پذيرش بدون کنکور داوطلبان کنکور در 90 درصد ظرفيت رشتهها خبر داد. وي با بيان اينكه در زمينه اجراييات و برگزاري كنكور هر ساله تغييراتي ايجاد شده است، اظهار كرد: امسال تلاش ميكنيم كه دفترچههاي داوطلبان شخصي سازي شود يعني هر فرد دفترچه خودش را داشته باشد و اسم و مشخصات وي در دفترچه حك شده باشد. گفتني است نتايج اوليه كنكور88 مرداد ماه و نتايج نهايي نيز شهريور اعلام ميشود. برگزاري آزمون كارشناسي ارشد دانشگاه آزاد از 17 تا 19 ارديبهشت مهندس مهرادفر معاون اجرايي مركز آزمون دانشگاه آزاد با اشاره به ثبتنام بيش از 385 هزار داوطلب در آزمون كارشناسي ارشد دانشگاه آزاد، از برگزاري آزمون كارشناسي ارشد دانشگاه آزاد از 17 تا 19 ارديبهشت ماه خبر داد. وي با اشاره به زمان توزيع كارت ورود به جلسه آزمون به ايسنا گفت: كارت ورود به جلسه آزمون كارشناسي ارشد ناپيوسته دانشگاه آزاد از 13 تا 15 ارديبهشت ماه توزيع ميشود. ثبتنام آزمون كارشناسي ناپيوسته88 از 23 فروردين آغاز ميشود توزيع اينترنتي كارت ورود به جلسه برگزاري آزمون در اول مرداد همچنين دكتر توكلي معاون سازمان سنجش اظهار كرد: ثبت نام براي شركت در آزمون پذيرش دانشجو از دوره كارداني به دوره كارشناسي ناپيوسته سال 88 از روز يكشنبه 23 فروردين 88 آغاز ميشود و در روز شنبه 29 فروردين 88 پايان ميپذيرد و ثبت نام در اين آزمون صرفا به روش اينترنتي است. به گفته وي، آزمون داوطلبان تعدادي از كد رشتههاي امتحاني در صبح پنجشنبه و آزمون داوطلبان بقيه كد رشتههاي امتحاني در بعد از ظهر روز پنج شنبه اول مرداد 88 بر اساس برنامه زماني پيش بيني شده برگزار ميشود. زمان دقيق برگزاري كنكور دانشگاه آزاد مهراد فر معاون اجرايي مركز آزمون دانشگاه آزاد با بيان اينكه كنكور غير پزشكي دانشگاه آزاد در 11 تير و كنكور پزشكي در26 تيرماه برگزار ميشود، گفت: بيش از 800 هزار داوطلب براي شركت در كنكور دانشگاه آزاد ثبتنام كردهاند. گفتني است، ثبتنام كنكور دانشگاه آزاد از 23 بهمن ماه آغاز و تا 17 اسفند ادامه داشت. برگزاري آزمون كارشناسي ارشد رشتههاي علوم پزشكي در 28 خرداد دكتر اسدي دبير شوراي علوم پايه پزشكي، بهداشت و تخصصي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، با بيان اينكه ثبتنام آزمون كارشناسي ارشد علوم پزشكي تا چهارشنبه 28 اسفند تمديد شده است، گفت: آزمون كارشناسي ارشد علوم پزشكي طي روزهاي 28 و 29 خرداد ماه سال آينده برگزار ميشود. وي با تاكيد بر اينكه امسال مدارك داوطلبين همانند آزمون دستياري به صورت اينترنتي دريافت ميشود، به ايسنا خاطرنشان كرد: بنابراين داوطلبان از 15 تا 30 فروردين ماه بايد مدارك لازم را اسكن شده به صورت اينترنتي ارسال كنند. جزييات برگزاري آزمونهاي فراگير دانشگاه پيام نور دكتر حسيني رييس دانشگاه پيام نور با اشاره به ثبت نام در آزمون دورههاي فراگير كارشناسي و كارشناسي ناپيوسته (كارداني به كارشناسي) سال88 دانشگاه پيام نور، گفت: كارت ورود به جلسه آزمون كارشناسي از 27 تا 29 مرداد و كارت آزمون كارشناسي نا پيوسته از 26 تا 28 مرداد بر روي سايت سازمان سنجش قرار ميگيرد. همچنين آزمون دورههاي فراگير مقطع كارشناسي صبح جمعه 30 مرداد و آزمون كارشناسي ناپيوسته صبح روز پنجشنبه 29 مرداد برگزار خواهد شد و محل برگزاري آزمون در كارت ورود به جلسه دانشپذيران درج ميشود. رييس دانشگاه پيام نور در خاتمه با اشاره به برنامه زمان بندي پيشبيني شده آزمون دورههاي فراگير كارشناسي ارشد دانشگاه پيام نور سال 88 گفت: اين آزمون عصر روز جمعه 30 مرداد ماه برگزار مي شود و دانشپذيران بايد از27 تا 29 مرداد ماه با مراجعه به سايت اينترنتي سازمان سنجش به نشاني www.sanjesh.org نسبت به تهيه كارت و راهنماي ورود به جلسه آزمون اقدام كنند. منبع: ایسنا |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 20:28 توسط یاشار |
|
|
وبلاگ دبیرستان نمونه امام و پیش دانشگاهی امین شهرستان آذرشهر:
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 18:34 توسط یاشار |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 18:25 توسط یاشار |
|
|
|||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 0:42 توسط یاشار |
|
|
خدای یگانه از زبان آخرین پیامبرش آنچه آوردم گزیده ای از سخنان قصار حضرت محمد(ص) در کتاب نهج الفصاحة است: ۱.اگر میخواهید نزد خدا خداوند منزلتی والا یابید خشونت را با برداباری و محرومیت را با عطا تلافی کنید. ۲.خداوند ملّتی را که حق ضعیفان خود را نمیدهند پاک نمیگرداند. ۳.خداوند به صورت و اموال شما نمینگرد بلکه به دلها(=باطن) و اعمال شما مینگرد. ۴.در موقع آسایش خدا را بشناس تا در موقع سختی تو را بشناسد. ۵.کسی که از گناه توبه میکند مانند کسی است که مرتکب گناه نشده است و کسی که از گناه آمرزش میطلبد و دوباره مرتکب آن میشود ؛ خدای خود را مسخره میکند. ۶.خدا را نزد بندگانش محبوب سازید تا شما را دوست بدارد. ۷.خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد ؛ بخشنده است و بخشش را دوست دارد ؛ پاکیزه است و پاکیزگی را دوست دارد. ۸.خداوند راستگوست ؛ با او راست باش. ۹.بدکاری که به رحمت خدای بلندمرتبه امید دارد از عابد مأیوس ، به خدا نزدیکتر است. ۱۰.هر کس در حضور مردم نماز خود را نیکو کند و به خلوت رود آنرا بد بجا آورد، این اهانتیست که به خدای خود میکند. ۱۱.از جمله عباداتهای نیکوی انسان، خوش گمان بودن به خداست. ۱۲.بدترین گناهان کبیره ، بد گمانی به خداست. ۱۳.به درستیکه خوش گمانی به خداوند از نیکویی عبادت است.
۱۴.خداوند فرشته ای دارد که هنگام نماز بانگ میزند ای آدمیزادگان برخیزید و آتشهایی را که (بواسطۀ گناه) بر خویشتن افروخته اید با نماز خاموش کنید. ۱۵.هر کس از خدا چیزی نخواهد ، خدا از او خشمگین میشود. ۱۶.دو رکعت (نماز) کسی که متوجه خدا باشد بهتر از هزار رکعت (نماز) کسیست که از خدا غافل است. ۱۷.اطاعت مخلوق در معصیت خالق روا نیست. ۱۸.جهادگر کسی است که در اطاعت خدا با نفس خود به جهاد بپردازد. ۱۹.خدای را چنان عبادت کن که گویی او را میبینی. اگر تو او را نمیبینی او تو را میبیند. ۲۰.دانش انسان همین بس که خدای یگانه را بپرستد و نادانی انسان همین بس که دلبستۀ نظر خود باشد. ۲۱.اگر مردی از روز تولدش تا روز مرگش ،در پیرمردی، برای جلب رضایت خدا بر چهرۀ خویش بغلطد(یعنی به سختی عبادت کند)؛ عمل خود را در رستاخیز کوچک خواهد شمرد. ۲۲.وقتی بنده از خدا بترسد خدا همه چیز را از او بترساند و اگر بنده از خدا نترسد خداوند او را از همه چیز بترساند. ۲۳.اگر از روی تقوای خدا ، از چیزی درگذری خداوند بهتر از آنرا به تو خواهد داد. ۲۴.خدا را از فضل او طلب کنید زیرا خدا دوست داردکه از او بخواهند و افضل عبادات انتظار فرج است. ۲۵. از خدا علمی سودمند بخواهید و از دانشی که سودی ندهد به خدا پناه ببرید. ۲۶.هر کس چهل صبحگاه (شبانه روز) برای خدا خالص شود چشمه های حکمت از قلب او بر زبانش جاری شود. ۲۷.اگر روزی بر من بگذرد و در آن روز دانشی نیاموزم که مرا به خداوند نزدیک کند طلوع آفتاب ان روز بر من مبارک مباد. ۲۸.رضایت هیچکس را در خشمگین کردن خداوند مجوی. ۲۹.بهترین کارها نزد خدا دوست داشتن و دشمن بودن در راه خداست. ۳۰.نشانۀ دوست داشتن خدای بلند مرتبه علاقه به یاد(ذکر) اوست و نشانۀ نفرت از خدای عزّوجلّ نفرت از یاد(ذکر) اوست. ۳۱.گروهی که با هم به یاد(ذکر) خدای بلندمرتبه بنشینند ، برنخیزند مگر آنکه به ایشان گفته شود: «برخیزید که خدایتان آمرزید و بدیهاتان را به نیکی تبدیل فرمود.» ۳۲.سه کسند که خداوند بلند مرتبه دعایشان را رد نمیکند: آنکه فراوان یاد خدا کند ، ستمدیده و پیشوای دادگر. ۳۳.ساعتی بدون ذکر خدا بر آدمیزاد نگذرد مگر آنکه در روز قیامت حسرتش را بخورد. ۳۴.رحمت خدا صد جزء است. یک جزء را میان خلق تقسیم فرموده و نود و نه جزء را برای رستاخیز نگهداشته است. ۳۵.کسی به بهشت میرود که که امید آن دارد و کسی از جهنم دور میماند که از آن بیمناک باشد و خداوند به کسی رحم میکند که (خود آن شخص در حق دیگران) رحم میکند. ۳۶.هر گناهی را ممکن است خدا ببخشد مگر کسی که به حال شرک بمیرد یا مؤمنی را بکشد. ۳۷.شرک در امت من از گذر کردن مورچه از کوه صفا در شب تاریک نهانتر است و نزدیکتر از همه (به شرک) آنستکه چیزی از ستم را دوست داری یا چیزی از عدل را دشمن داری. ۳۸.بخشش خدا، از گناهان تو بزرگتر است. ۳۹.خداوند بندگانی دارد که آنها را برای (رسیدگی به) نیازهای مردم خلق فرموده است. ۴۰.خدا برای هرکه نیکی خواهد او را در کار نیک دانا و به دنیا بی اعتنا کند و عیوبش را به وی بنمایاند.
منبع: وبلاگ سرباز اسلام www.anti-zandiq.blogfa.com |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 14:26 توسط یاشار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ساعتی در خود نگر تا کیستی
در کجایی وز چه جایی چیستی |
| نویسندگان |
|
یاشار سایه |
|
RSS
|